close
چت روم
دل نوشته شبانه مرداد 94

ساسان اف بی

دل نوشته شبانه مرداد 94

قبول نیست
این بار تو چشم بگذار
من فراموشت می کنم
فقط تا صد بشمار
آهسته آهسته
راستی
من بازی را خوب نمی دانم
خودم را باید پنهان کنم یا گذشته را
تو را فراموش کنم یا خاطره را
خسته شدم
این بازی کی تمام می شود

 

*

دل نوشته

*

 


اگه یه داداش داشتم
همیشه سنگ صبورش بودم
به درد ودلش گوش میکردم
باهاش بیرون میرفتم
دوسش داشتم
خواهر خوبی واسش بودم
واسش خودمو لوس میکردم
اما
نشد خدا نخواست

 

*

دل نوشته

*

 


کلمه ها مرا به بازى گرفته اند هر کارى میکنم با این کلمات حجم تنهاییم
دلتنگیم حتى بغضم را بنویسم یاریم نمیکنند نوشتن من با این حروف فقط میشود اشاره اى
اگر تو درد مرا بفهمى دیگرکلمات که سهل است هیچکس نمیتواندمرا به بازى بگیرد

 

*

دل نوشته

*

 


ﻣﺎ ﺁﺩﻣﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺍﻭﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﯼ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ
ﻫﻤﯿﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﭘﺲ ﻧﺰﻥ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ﻣﺮﺍﻗﺒﺘﻪ ﻭ
ﻧﮕﺮﺍﻧﺘﻪﭼﻮﻥ ﯾﮏ ﺭﻭﺯﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯿﺸﯽ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﻣﺎﻩ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﺭﻭ
ﻣﯿﺸﻤﺮﺩﯼ

 

*

دل نوشته

*

 


کاش امشب کنارم بودی
من از دوریت گلایه می کردم
از بی مهریت
از اشک هایی که ریختم
و تو با یک بوسه
تمام می کردی
این همه درد را

 

*

دل نوشته

*

 


صدایم میزد :‌گلم
گلی بودم در باغچه ی دلش اما
او باغبان عاشقی نبود
گاهی سر میزد و دل میبرد
سالها بعددانستم که من تنها نبودم او باغبان گل های زیادی بود

 

*

دل نوشته

*

 


دلم را که میشکنی میخواهم ازخشم سرت فریاااد بکشم
اما این عشق لعنتی ات آنچنان مرا سفت میچسبد که نمیتوانم هیچ بگویم
فقط نگاهت میکنم واشک هایم سرازیر میشوند

 

*

دل نوشته

*

 


چند وقتیست هرچه میگردم هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمیکنم نگاهم اما گاهی حرف میزند
گاهی فریاد میکشد و من همیشه به دنبال کسی میگردم که بفهمد یک نگاه خسته چه میخواهد بگوید

 

*

دل نوشته

*

 


کشتی ام غرق شد خب دیگر وقتش بود
سالها بود در دریاها و اقیانوس ها بودم
آدم همیشه که از طوفان ها نجات پیدا نمی کند
ربطی به قدرت طوفان هم ندارد
وقتش برسد با یک باد ملایم هم کشتی خرد می شود و می رود زیر ِ آب

 

*

دل نوشته

*

 


زمانی عاشقت بودم
حرف رفتنت که میشد دنیا را به هم میریختم که جلوی رفتنت را بگیرم
اما حالا
از تو بیزارم
حرف امدنت که میشود دنیا را به هم میریزم که جلوی امدنت را بگیرم
میفهمی لعنتی

 

*

دل نوشته

*

 


روزی که میخواست بره میکفت هنوز دلش بیش منه کفت مراقب عشق من باش میخوام خوشبخت بشی
نمیدونست وقتی رفت قلب من تمام احساس منو هم با خودش برد
ادما بی احساس مجسمه ای بیشتر نیستن
منم قول میدم به اندازه ای خوشبخت بشم که یک مجسمه میتونه

 

*

دل نوشته

*

 


ای روزگار لعنتی
دست از سرم بردار, او که حال ماله دیگریست
نجوای صدایش
طرز نگاهش
عطر تنش
عاشقانه هایش
خاطراتش
همه چیزش راهم به او بده
دست از سرم بردار بگذار راحت شوم


مطالب مرتبط با دل نوشته شبانه مرداد 94:
ارسال دیدگاه جدید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی